تبليغاتX
درد حسرت و چند نکته


اللهنا ربی . الله الله     الله یاهو

انت فی قلبی مولا مولا  ضامن آهو

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 13:59  توسط سید صالح فخاری   | 



بسم هو

یاهو یامن لاهو الا هو

 

به: حضرت معبود یکتا، رحمن و رحیم، جناب الله

از: بنده جاهل و معصیت کار

 

یاسلام

         دورود بر آخرین فرستادهتان و خاندان پاکش- بدین وسیله اعلام میدارد اینجانب عبدگناه کار حضرتعالی از خدا بودن خسته شده وخواستار بندگی و تسلیم امر شما خالق یکتا می باشم .

لذا خواشمند است توبه این حقیرِ ذلیل را پذیرفته و این گمراه صراط مستقیم را هدایت فرمایید.

با تشکر از تمام نعمتهایتان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 8:27  توسط سید صالح فخاری   | 



بسم هو

بزرگترین مشکل انسان از نظر بنده حقیر نداشتن یقین به خداوند یکتاست که موجب گرفتاری های او در زندگی دنیوی و اخرویش می شود.

میدانیم خدا قوی است و صمد و .... ولی بهش یقین نداریم. کسی که یقین داشته باشد عاشق می شود و کسی که عاشق شد شاکر می شود و کسی که شاکر شد ..............

همه به این موضوع یقین دارند که آتش سوزان است اما کسی که به خالق آتش  یقین داشته باشد می داند که آتش سوزان به اذن او دیگر سوزان نیست و با تمام وجود وبدون ترس و هراس بداخل تنور روشن می رود(یکی از یاران امام صادق علیه السلام) و یا اینکه اگر به سمت آتش سوزان هم پرتابش کنند از هیچ گونه وقایعی نمی هراسد و با یقین خود نسبت به خداوند خویش آتش سوزان را تبدیل به بهشت اعلا می کند 

حضرت ابراهیم در آتش - عکس مینیاتور ,  

الهی بحق فاطمه سلام الله و ابیها و بعلها و بنوها 

فرج ارباب ما برسان و یقین بندگانت را نسبت به خود زیاد بگردان ........   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 11:34  توسط سید صالح فخاری   | 



بسم هو

استغفر الله الذي لا إله إلا هو الحي القيوم وأتوب إليه.

تفاوت حمد وشکر در چیست؟

تفاوت حمد و شکر در اینست که حمد مخصوص زبان است مثلاْ اینکه بگویی الحمدالله سالم هستم الحمدالله فرزندان خوبی دارم و ....

 اما شکر اینست که هر چیزی را به جای خودش مصرف کنی!!!!!!  مثلاْ یکی از شکرهای زبان اینست که راست بگویید و از دروغ گفتن بپرهیزید ویا یکی از شکرهای دست اینست که با آن دست صدقه بدهید و به ضعیفان کمک کنید و....!

به نقلی از یک عالم بزرگواری که می فرمودند : کسی که تمام شکر بدنش را انجام دهد،شهید است.(الهم الرزقنا ) 

 و به نظر این حقیر کسی که شکر تمام بدنش را بجا بیاورد هرگز بدنش در خاک نخواهد پوسید.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 20:6  توسط سید صالح فخاری   | 



بسم هو

بدون چراغ در راه نروید که گم می شوید و بعد از روشن شدن آخر مسیر حسرت خواهید خورد.

چراغ الهی همان چهارده معصوم هستند که اگر از نور آنها استفاده نشود گم خواهیم شد به جای اینکه به طرفه سعادت برویم، مخالف خواهیم رفت (یامغضوب یا ضالین).

فردی یک عمر برای خدا شمشیر زده بود ،لحظه آخر عمرش فهمید علیه خدا شمشیر زده است نه برای خدا !

رضایت امام زمان روحي و ارواحنا له الفداء در چیست! وظیفه ما همان چیزی است که رضایت امام ما باشد در غیر اینصورت راه را برعکس میرویم و هنوز نفهمیدیم که............! 

<الهی و سیدی و مولای ما را به وظایفمان آشنا بگردان و در انجام آن ما رایاری ده >

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 22:42  توسط سید صالح فخاری   | 



بسم هو

با دیگرسازی نمی شودخود را ساخت

 ولی با خود سازی می توان بر روی دیگران تأثیر گذاشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 11:10  توسط سید صالح فخاری   | 



بسم الله الرحمن الرحیم

داشتم سخنرانی آقای خامنه ای رو گوش میکردم که ایشان تشکر کردند از بچه هایی که در فرودگاه تحصن کردند و  جواب  بعضی ها که می گفتند چرا جنگ نمی کنید رو این چنین دادندکه چه کنیم دستمان بستست!

منو به یاد یک داستان از امام صادق علیه السلام انداخت

ماءمون رقّى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت نمايد:

در منزل آن حضرت بودم ، كه شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام كرد و پس از آن كه نشست ، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت :

ياابن رسول اللّه ! شما بيش از حدّ عطوفت و مهربانى داريد، شما اهل بيت امامت و ولايت هستيد، چه چيز مانع شده است كه قيام نمى كنيد و حقّ خود را از غاصبين و ظالمين باز پس نمى گيريد، با اين كه بيش از يك صد هزار شمشير زن آماده جهاد و فداكارى در ركاب شما هستند؟!

امام صادق عليه السلام فرمود: آرام باش ، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به يكى از پيش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش كن .

همين كه آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه كشيد، امام عليه السلام به آن شخص خراسانى خطاب نمود: برخيز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشين .

سهل خراسانى گفت : اى سرور و مولايم ! مرا در آتش ، عذاب مگردان ، و مرا مورد عفو و بخشش خويش قرار بده ، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خويش قرار دهد.

در همين لحظات شخص ديگرى به نام هارون مكّى - در حالى كه كفش هاى خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام كرد.

حضرت امام صادق سلام اللّه عليه ، پس از جواب سلام ، به او فرمود: اى هارون ! كفش هايت را زمين بگذار و حركت كن برو درون تنور آتش و بنشين .

هارون مكّى كفش هاى خود را بر زمين نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى ، داخل تنور رفت و در ميان شعله هاى آتش نشست .
آن گاه امام عليه السلام با سهل خراسانى مشغول مذاكره و صحبت شد و پيرامون وضعيّت فرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى و ديگر جوانب شهر و مردم خراسان مطالبى را مطرح نمود مثل آن كه مدّت ها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است .

پس از گذشت ساعتى ، حضرت فرمود: اى سهل ! بلند شو، برو ببين در تنور چه خبر است .

همين كه سهل كنار تنور آمد، ديد هارون مكّى چهار زانو روى آتش ها نشسته است ، پس از آن امام عليه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بيا؛ و هارون هم از تنور بيرون آمد.

بعد از آن ، حضرت خطاب به سهل خراسانى كرد و اظهار داشت : در خراسان شما چند نفر مخلص مانند اين شخص - هارون كه مطيع ما مى باشد - پيدا مى شود؟

سهل پاسخ داد: هيچ ، نه به خدا سوگند! حتّى يك نفر هم اين چنين وجود ندارد.

امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اى سهل ! ما خود مى دانيم كه در چه زمانى خروج و قيام نمائيم ؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 14:38  توسط سید صالح فخاری   | 



بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عزیز جان جان!

دیشب به امید دیدنت رفته بودم به هیأت!!!!!!!!!!

 اما گرم سینه زدن به سبک های مختلف شدم که یادم رفت برای چی اومدم  ...............

یادم رفت برایت دعا کنم ...........

راستی  کجای  هیأت ایستاده بودی که اکثریت ندیدنت ولی .....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 14:18  توسط سید صالح فخاری   | 



بسم الله الرحمن الرحیم

هر چقدریک انسان رشد نماید نیاز به تغذیه بیشتری دارد مثلاً یک طفل خوراکش فرق می کند با یک فرد چهل ساله، از این رو هر چقدر روح انسان هم بزرگتر شود نیاز به معنویات بیشتری دارد و انسان وقتی به غذانرسد سست و بیحال می گردد به همین شکل اگر به روح هم غذای مخصوص خود را ندهید ضعیف و بلکه تا به حدی می رسد که دیگر نه صدایی می شنود و نه کسی را می بیند و نه ...........

نکته اینجاست که با ریاضت و سختی دادن به جسم می تواند روح را تا به حد زیادی پرورش داد ولی با سختی و ریاضت روح نمی شود جسم را قوی کرد

انسانی هرچقدر که در راحتی زندگی کند از روحی ضعیف و اراده ای سست برخوردار خواهد بود.

<<< در روز قیامت جسم(دنیویی) ما نیست که حاضر است بلکه روح ماست که به جسم های مختلفی در خواهد آمد , پس برای اینکه در آن روز، روح بزرگ و زیبایی داشته باشیم باید آن را درست و زیبا پرورش دهیم >>>>>

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 15:24  توسط سید صالح فخاری   | 



بسم الله الرحمن الرحیم

حسرت روزی را مرخور که در آن روز در حسرت حال خویش باشی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 13:7  توسط سید صالح فخاری   |